مشکل فراوانی
طی دودههء اخیر، ما قسمت زیادی از وقت خود را به نگرانی دربارهء رکود و بحران دراقتصاد جهانی وتروریسم، باجگیری اتومی و جنگ روی مواضع جیوپالتیک، سپری کرده ایم. این امرطبیعی است، آمادگی برای بد ترین حالت در جلوگیری ازآن میتواند کمک کند. ما گزارشهای ناخوشآیند زیاد داشته ایم. ازجنگ دربالکان وافریقا گرفته تا تروریسم درسراسرجهان، تا بحران اقتصادی در جنوب شرق آسیا، روسیه و خطرناکترین آن درایالات متحدهء امریکا. اما تمرکز روی تاریکی ها همچنان ما را دربرابربزرگترین چالشها خلع سلاح کرده است: آنچه که دستآورد پیروزیست نه شکست. اینکه وقتی ما درعصررشد متوازن جهانی زندگی میکنیم درمجموع خبر خوشی است، اما این امردرعین حال بصورت بالقوه موجب افزایش تضاد ها و تنگناهای مهلک نیز میگردد.
رشد جهانی مسألهء بزرگ دوران ماست که با انباشت روبه تزاید پول و گردش آ ن در سراسر جهان رابطهء تنگاتنگ دارد. چیزیکه کریدت را ارزان و املاک (شامل خانه، سهام بانکی و اوراق بهادار) را گران نگهمیدارد. درعین زمان رشد و شگوفایی کشورهای دارای سطح نازل دستمزد آنها را دربرابرانفلاسیون بسیارشدید حمایت میکند. یکی ازمسایلی که دربارهء هندوستان وچین، دوماشین بزرگ تورم زدایی جهانی باید دانست اینست که آنها (چین به صدورکالا وهند به صدورخدمات) میپردازند. اگر این بخشها درغرب تولید شوند مسلماً هزینهء سنگینی خواهند داشت. 5 این یکی ازدلایل اصلیست که بانکهای مرکزی نگرانی چندانی ازانفلاسیون نداشته و قادر بوده اند تا تقریباً برای دودهه – مدتی بسی طولانی تر از حد انتظار- میزان بهره را پایین نگهدارند. البته درعین حال پایین بودن میزان بهره واعتبار ارزان موجب آن میگردد تا مردم ساده لوحانه و حریصانه عمل کنند، ولی سرانجام حباب های باد شدهء تکنالوژی سهام، تهیهء مسکن، اقساط کم و سهام عادی مارکیت های جدید می ترکند. بسیاری از ناظران هراس دارند هرقدر که جهان بیشتر باهم مرتبط و امکانات و ابزار های مالی جذاب تر گردد، دوران مطلوب رشد و اطمنان ناشی ازآن ممکن است به بد ترین نوع سراسیمگی و بحران مبدیل شود. اما با این همه حتی در صورتیکه این بحران بسیار دردناک هم باشد تعدد منابع رشد و مقدار معتنابه سرمایهء جدید به سیستم اقتصادی جهان ویژه گی انعطاف پذیری داده است.
قیمت نفت را در نظر بگیرید. جهش صفرها در قیمت نفت در دهه ی اخیر (چه چیزی غیرازاین میتواند بیانگر دههء 2000 تا 2010 باشد) از موارد قبلی متفاوت بوده است. درگذشته، قیمت نفت بدلیل محدود ساختن غیرطبیعی تولیدات نفتی از جانب سازمان اوپک افزایش میافت. اما این بارافزایش نفت بدلیل تقاضا از جانب چین و سایر بازارهای جدید و تقاضا های مکررو بیش ازحد کشورهای درحال رشد جهان بعمل آمده است. هرگاه قیمت ها بدلیل رشد اقتصادی افزایش یابند، معنایش اینست که اقتصادهای دنیا ازطریق بهتر کردن تولید ( و یا شریک کردن مصرف کننده گان در تحمل مصارف ) مشکل بالا رفتن قیمت ها را مدیریت می کنند. در نتیجه بازارها در دهه ی پیش گفته به راحتی از عهده ی بالا رفتن قیمت ها بر می آیند. اگر ما در سال 2001 از پیشگویی کننده یی در باره ی افزایش قیمت نفت سوال می کردیم او قطعا یک رکود بی سابقه ی جهانی را پیش بینی می کرد.
این تنها قیمت نفت نیست که افزایش یافته. قیمت کالاهای تولیدی نیزدر دو صد سال اخیر بی سابقه بوده است. قیمت مواد خام ازهرنوع آن بگونهء فزاینده رو به صعود است. گرانی قیمت محصولات زراعتی ، به خاطر تولید تورم غذایی کشورهای روبه انکشاف را دچارمشکلات سیاسی نموده است. هزینهء تولیدات ساختمانی از نیویارک گرفته تا دوبی وشانگهای به آسمان رفته است. حتی کیسه های کوچک گاز که نه تنها در بالون های جشن ها بل که درماشین های(ام- آر- آی) و مایکرو چپس نیز کار برد دارد، درتمام جهان کاهش یافته است (این دومین عنصر بسیارفراوان دردنیاست). این فشار یقیناً در نقطه یی عصر تورم پایین را که تکیه گاه رفاه جهانی بوده است پایان خواهد بخشید. درعین زمان رشد نیرومند شماری ازبی نظمی ها را نیز بارآورده است. در جهانی که بگونهء فزاینده ای بسوی گلوبالیسم وانتظام گام برمیدارد کشورهای معینی (آنهاییکه از منابع طبیعی بویژه نفت و گاز بهره مند اند) نان بخت خود را می خورند. آنها برموج های رشد جهانی سواراند وبدون اینکه از قوانین اقتصاد جهانی تبعیت کنند ثروتمند میشوند. این پدیده ای عجیب اما به نحو اجتناب ناپذیری محصول رشد دیگران است. درجهان مارکیت ها این کشورها پارازیت های غیر مارکیتی اند.
